Please Wait For Skip To Aseman's Weblog ...
خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی: December 2006

Thursday, December 21, 2006

خسرو پرویز، از شاهنشاهان بزرگ ساسانی، روزی با همسرش، شیرین گفت:
پادشاهی، خوش است اگر دائم باشد!
شیرین گفت: اگر دائم بود هرگز به تو نمی رسید!
عمرت چو دو صد بود؛ چو سیصد چو هزار
زین کهنه سران برون برندت ناچار
گر پادشهی و گر گدای بازاری
این هر دو، به یک نرخ بود، آخر کار!

Labels: , ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 7:16 PM | نظر خوانندگان [0]

هندوانه یا هندونه شب یلدا
یلدا یکی از دو جشن بزرگ ایرانیان است که از زمان باستان تاکنون وجود داشته است و خواهد داشت...در آخرین روز فصل پاییز ، زمانی که انقلاب زمستانی رخ می دهد، خورشید به پایین‌ترین ارتفاع ممکن خود بر مسیر سالانه ظاهری‌اش به دور زمین یا روی دایره البروج می‌رسد و ساکنان نیمکره شمالی کوتاه‌ترین روز و بلندترین شب سال را سپری می‌کنند.
جشن یلدا که به معنی جشن میلاد خورشید است، با ریشه‌ها و پیوندهای عمیقی که با فرهنگ ایران و جهان دارد.
ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست.
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.
هندوانه یادت نره
من هم فرا رسیدن شب یلدا و سال نوی میلادی جدید را به تمامی شما تبریک می گویم. امیدواریم تمامی ایرانیان چه داخل و چه خارج از کشور شب های یلدا را به شادی سپری کنند. همچنین روز های همراه با موفقیت و شادی را برای همه، هم آنها که خوب هستند و هم آنها که بد هستند؛ آرزو می کنم. امیدواریم که آغاز سال نوی میلادی در سراسر جهان سالی همراه با فقر زدایی و آرامش جهانی زیر سایه ی تمامی انبیای الهی پیامبر اکرم(ص)، حضرت مسیح(ع)، حضرت موسی(ع)، حضرت ابراهیم(ع) و ... برای تمامی انسان ها از هر ملیت، نژاد و قومی که هستند، باشد. امیدوارم که در این سال نا آرامی های که در بسیاری از نقاط جهان سبب ناآرامی و کشتار مردم بی گناه و مظلوم است، پایان یابد.
کریسمس هم می‌آید..اگر خواستید آهنگ کریسمس را هم از اینجا دانلود کنید و گوش دهید.
کریسمس را روز تولد پیامبر بزرگ الهی عیسی بن مریم (ع)، یا شاید آن گونه که در افسانه‌های ایرانی آمده است یاد آور کشف آتش توسط جمشید می‌دانند.مسیحیان جهان با روایت‌های مختلف و در روز‌های متفاوت تولد پیامبر صلح و مهربانی را جشن می‌گیرند و سال نو خود را با یاد پیام آور مهر آغاز می‌کنند، پیام آوری که گویی این روزها تعلیماتش در میان سیاستمداران مسیحی چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و آنها غرقه شده در اضافه خواهی‌ها ترجیح می‌دهند تنها به همراه داشتن و به زبان راندن نمادهایی از آیین مسیحیت اکتفا کنند، و چه جای تعجب است آن گاه که پیشوای مسیحیان جهان ، تساهل و تسامح، آمیزه‌های بنیادین عیسی بن مریم (ع) را به کناری گذاشته و مقدسات موحدان مسلمان را هدف حمله قرار می‌دهد! مسیحیان جهان اما از هم اکنون خود را آماده برگزاری جشن میلاد پیامبر می‌کنند. رونق بازارها و حتی افراشته شدن کاج سبز در بیرون کاخ سفید و ساختمان کنگره نشان از آمدن سال نوی مسیحی دارد.
---------------------------------
راستی اينجا را هم در وردپرس هوا كردم ببينيد چطور است.

Labels: , , , ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 1:20 PM | نظر خوانندگان [0]

پیروزی ملت ایران در انتخابات
اول از همه چیز پیروزی ملت ایران را در انتخابات خوشبختانه یا بدبختانه تبریک می گویم... امیدوارم مسئولین و کسانی که برای پاسداری و دفاع از حق مردم انتخاب شدند به بهترین شکل ممکن کارشان را انجام دهند و به قول رئیس جمهور قبلی یعنی آقای خاتمی، طعم شیرین این انتخابات با شکوه را بر مردم تلخ نکنند....امیدواریم...
بگذریم...
 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد، دکتر امیری
دیروز بحثی در مورد انتخابات شد من از یکی از دوستان که نه اختراع انجام داده است و از نخبه های دانشگاه محسوب می شود و با کله گنده ها می پره، پرسیدم...و آن اینکه آیا واقعا جناب آقای دکتر امیری، رئیس محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد دکتر است یا نه؟ دکتر امیری چگونه دکتر امیری و رئیس دانشگاه شد؟ گفت این دکترا مانند خیلی های دیگر دکترای افتخاری است، بیشتر کنجکاو شدم که بدانم چگونه و چرا به او داده اند... گفت در دوره های قبلی انتخابات شخصی کاندیدا می شود و دکتر امیری برای او تبلیغات انجام می دهد و خلاصه آن شخص انتخاب می شود و این انتخاب شدن همانا و رئیس دانشگاه شدن دکتر امیری همانا...( نمی دانم این حرف های او درست است یا نه، من حرفهای او را تائید نمی کنم، فقط امیدوارم اینگونه نبوده باشد.) حالا هم که با خبر شدیم ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد روز چهارشنبه جهت تشرف به مکه مکرمه و شرکت در مراسم حج تمتع امسال به عربستان سعودی سفر نموده اند.
نمی دانم چه بگویم...امیدوارم منتخبین مردم در این انتخابات واقعا فقط و فقط برای خدا کار کنند و لا غیر...
فقط می گویم خدایا رحم کن...و به من تحمل صبر و استقامت در این دنیا را بده...امیدوارم خدا همه را کمک کند...

Labels: , ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 1:19 PM | نظر خوانندگان [0]

ناصر عبداللهی در گذشت
سلام....متاسفانه دیروز با خبر شدم ناصر عبداللهی در گذشت.
من نیز به نوبه خودم به جامعه هنر و خانواده آن مرحوم تسلیت میگویم. آهنگ بسیار زیبا از اسحاق احمدی به نام دعای ناصر که برای ناصر عبداللهی خوانده شده است را از سایت ایران بلاگ گرفتم و در این جا گذاشتم تا هر کس خواست گوش کند.
ناصر عبداللهی خواننده‌ و آهنگساز، ظهر 29 آذر ماه سال 1385 در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت. به گزارش خبرنگار هنری ایسنا، عبداللهی همزمان با اذان ظهر در بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد درگذشت.
ناصر عبداللهی در دهم دی ماه 1349 در بندرعباس به دنیا آمد و تحصیلات خود را در بندرعباس گذراند و فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و امو تربیتی استان هرمزگان آغاز کرد.
وی با خوانندن ترانه‌ای به نام «ناصریا» به شهرت مردم دست یافت و از جمله آلبوم‌های او می‌توان به "عشق است " ،"دوستت دارم"، "غزلک" و "بوی شرجی" اشاره کرد.
این هنرمند فقید هم‌چنین ترانه‌هایی را درباره ائمه اطهار اجرا کرده که از معروف‌ترین آن‌ها می توان به "یا فاطمه بنت نبی" اشاره کرد.
ناصر عبدالهی بامداد سوم آذر ماه در بیمارستان خلیج فارس بندرعباس به دلیل مشکل کلیوی و از کار افتادن کلیه‌ بستری شد و سپس به کما رفت و بعد از چند روز به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس منتقل و در بخش ICU این بیمارستان بستری شد و هفته‌ی گذشته به بیمارستان شهید هاشمی‌نژادتهران منتقل شد و سر انجام در ظهر 29 آذر ماه سال 1385 در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت.

Labels:


نوشته‌ شده توسط Mansour در 1:16 PM | نظر خوانندگان [0]

Wednesday, December 13, 2006

خبر های خوش برای دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد....
واقعا من نمیدونم ما به چه امیدی به دانشگاه آزاد، آن هم از نوع نجف آباد می رویم.... هیچ امیدی به آینده نیست... دل ها همه مرده است... مغز ها همه خفته است... دزدان در حال استفاده اند...جوانی می رود...
بعضی از دوستان قدیمی به من زنگ زدند و گفتند خوش به حالت که به دانشگاه رفته ای؟
واقعا من نمی دانم که دانشگاه آزاد رفتن و آن هم رشته من، دیگر حسرت خوردن دارد؟ امیدوارم کسانی که حسرت من را می خورند مثل من شوند تا بفهمند چه می گویم.
بگذریم...
امروز جناب آقای دکتر شفیعی رئیس معاونت پژوهشی دانشگاه کمی امید داد...
خب خبر های خوشی داد.... از جمله اینکه تمام صندلی های دانشگاه و تخته سیاه ها به زودی خیلی زود عوض خواهند شد؛ البته این نکته را بگویم که ابتدا از دانشکده فنی دو شروع می کنند؟
حالا سوال اینجاست چرا اول فنی دو؟ شاید می خواهند بر روی ما این صندلی ها را آزمایش کنند، اگر خوب بود بقیه دانشکده ها را نیز درست کنند.
اما باید بگویم رشته های مکانیک و متالوژی و صنایع ، دانشکده فنی دو مادر رشته های فنی یک هستند... می گویید چرا؟ بروید تحقیق کنید!
خبر خوشحال کننده دیگری که دادند این بود که جناب آقای دکتر امیری رئیس محترم دانشگاه آزاد نجف آباد در طی دستوری فرموده اند که غذای سلف با کیفیت بهتر برای دانشجویان تهیه شود. (البته این روز ها می بینیم که به همراه غذا سوپ هم می دهند، باشد که بهتر شود.)
خبر خوشحال کننده دیگر این بود که دانشگاه سروری به مبلغ 80 میلیون خریداری کرده است برای برطرف کردن مشکلات انتخاب واحد دانشجویان، معلوم است که دیگر خود مسولان نیز به عمق فاجعه انتخاب واحد اینترنتی دانشگاه نجف آباد پی برده اند.
خبر دیگر این است که رئیس دانشگاه به شدت شرکت اتوبوس رانی را برای ارائه بهتر سرویس تحت فشار گذاشته است، به طوری که خبر دادند شاید دیگر مجبور نباشیم فاصله چهل و پنج دقیقه ای دانشگاه نجف آباد تا اصفهان را به علت نبودن اتوبوس سر پا بایستیم.
باشد که با این امید ها شوق پیدا کنیم و کمی دل خوش به دانشگاه رفتن شویم... هر چند بیشتر از این ها از مسولان انتظار داریم...
بگذریم....
چند روز پیش جناب آقای دکتر محمد شفیعی که عکس ایشان را در پایین می بینید، شاید برای مزاح حرفی زدند که به نظر من دور از واقعیت هم نبود.
جناب آقای دکتر شفیعی
ایشان گفتند که آدم ها احساس ندارند و یک دلیل هم آوردند، برای مزاح گفتند اما جالب است...
خداوند همه موجودات حتی سنگ و آب را با احساس آفریده است، همین طور اگر اجزای بدن انسان را جدا کنند، همه از عناصر و اجزای مختلف تشکیل شده است که همه احساس دارند،
حالا اگر همه این عناصر و اجزا در کنار هم قرار گیرند، همدیگر را خنثی می کنند بنابر این شاید بتوان گفت انسان ها احساس ندارند.

Labels: , ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 6:03 PM | نظر خوانندگان [0]

Tuesday, December 12, 2006

غروب است، با آنکه می ترسم، با آنکه سخت مضطربم، باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد...

Labels: ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 12:10 PM | نظر خوانندگان [1]

Monday, December 11, 2006

درست بیست سال پیش بود که شروع به نوشتن داستانی کردی که بزرگترها به آن "سرنوشت" می گقتند...
ما میرویم،
قصه ها افسانه می شوند
و انسانها بزرگ...
کاش قبل از کوچ
پرواز را بیاموزیم
و افسانه ی خویش را بنگاریم
چرا که ما،
قهرمان حقیقتی هستیم، که افسانه اش را باز می نویسیم!
دلم گرفت، یاد روزهایی افتادم که انگشتهای پاهام کوچولو و ریز بودن، دستمو میزدم زیر چونم و جلوی تلویزیون دراز می‌کشیدم و کارتون می‌دیدم.
روزای بچگی گذشتن، انگشتهای گرد پاهامون بزرگ شد، خودمون و دوستامون تبدیل به آدم بزرگ شدیم، آدم بزرگ‌های بد، آدم بزرگهایی که دیگه حوصله‌ی بچه‌های کوچک، سر و صداشون و سوال‌های احمقانشونو نداریم؛ آدم بزرگهایی که افتخار می‌کنیم که دیگه یک تصمیم بچه گونه هم نمی‌گیریم، دیگه دلمون خیلی چیز ها را نمی‌خواهد، دیگه خیلی چیزها را می‌دونیم. الان دیگه می‌تونیم سرِ یارو رو کلاه بذاریم، طرفو بپیچونیم...
آره الان، سال هاست حتی زیرِ یه قوطی کنسرو هم شوت نکردیم...
دیگه هیچی رو نشکوندیم که جایی قایمش کنیم، دیگه وقتی با مامانمون بیرون میریم، از لابلای پاهای آدم بزرگها یه بچه‌ی دیگه نمی‌بینیم...
دیگه الان مطمئنیم که خدا یه مرد خیلی بزرگ نیست که تو آسمونها زندگی می‌کنه و بچه‌ها رو خیلی دوست داره....
ما دیگه آدم بزرگ شدیم، آدم بزرگ! آدم بزرگهایی که همیشه آرزوشو داشتیم، آدم بزرگهایی که همه چیز را می‌دونن، آدم بزرگهایی که به خودشون افتخار می‌کنن، آدم بزرگهایی که دیگه وقت سر خاروندن ندارن، آدم بزرگهایی که عادت کردن که زندگی کنن، آدم بزرگهایی که حتی سرِ خودشون را هم کلاه می گ‌ذارن....به قول معروف... روزگار کودکی برنگردد دریغا / قیل و قال کودکی برنگردد دریغا....
خب امروز، یعنی نوزدهم آذر تولدم بود...یعنی شدم بیست... ولی...نه هیچی...بگذریم... به این آهنگ گوش کنید...
----------------------------------
افسوس بر آن عمر گرامی که هدر شد
آن معبد رویایی من زیر و زبر شد
دردا که تو مرد سفر عشق نبودی
افسوس دل غافل من بی خبر شد
روزی که دل عاشق من تازه نفس بود
در چشم من از هر دو جهان عشق تو بس بود
حسرت به کف آورد و به خورشید نظر داشت
بیچاره عقابی که گرفتار قفس بود
سلام ای چلچراغ قطره های اشک نومیدی
سلام ای غم که جای تنگ این دل را پسندیدی
بیا تا پر بگیرد از دل من جغد این کابوس
بیا و در کتاب خاطرات من بخوان افسوس
خواننده: مجید اخشابی
ترانه سرا : محمدعلی شیرازی
این آهنگ را گوش کنید.

Labels: , ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 12:07 AM | نظر خوانندگان [0]

Saturday, December 09, 2006

پانزدهمین دوره بازی های آسیایی دوحه قطر2006
خب دیدم شبکه سه از صبح تا شب مسابقات آسیایی دوحه قطر را پخش می کند، گفتم کمی هم در مورد این بازی ها بنویسم...
اول از همه اینکه قطر با اینکه کوچک هست و جمعیت کمی دارد و از نظر مساحت بسیار بسیار کوچکتر از ایران است یا حتی می توان گفت به اندازه یکی از شهرها یا شاید بهتر است بگوییم، شهرستان های ایران نیز نیست، شرایط و محیط مناسبی را برای این بازی ها فراهم آورده بود، خب عرب جماعت همین است، با نفت خدایی می کند...از این ها که بگذریم به جریان بازی ها می رسیم....
چند یک از رشته های ورزشی را از جمله هندبال و تکواندو و وزنه برداری و گاهی بسکتبال را پیگیری کردم... بازی ها خوب برگزار شد ولی همانطور که گفتم عرب جماعت با پول هر کاری می کنند...
پر واضح بود که در تکواندو مدال طلای مهدی بی باک را به نا حق از او گرفتند، بگذریم....
ولی به هر حال مهدی بی باک از نظر من آخر صبر را داشت، چون شاید اگر من بودم با این خونسردی و شاید بی خیالی نمی توانستم بر روب سکوی مقام دومی بایستم...
به هر حال مدال طلای تکواندو نوش جان قطری ها... از قدیم گفته اند چیزی که ناحق به کسی برسد، به دلش می نشیند و بعد ها نیز آن را تکرار می کند.
بازی های آسیایی دوحه قطر2006
درباره وزنه برداری که دیگر چیزی نمی گویم...چرا که از قبل رضا زاده را قهرمان می دانستم؛ اگر قهرمان نمی شد حرف زیاد برای گفتن داشتیم ولی حالا نه!
ولی در حاشیه ها خوب توانسته بودند خوشحالی مردم و ورزش را به انتخابات ربط دهند، این نیز خودش یک هنر است...
بازی بچه های هندبال هم به دل نشست...
فوتبال زیاد بازی های جالبی نبود....
از بانوان ایرانی در این مسابقات هم چون کم اطلاع دادند چیزی نمی دانم....
ولی آن خانمی که در یکی از ورزش های رزمی به علت نبودن حریف یا کم بودن حریف به مقام بالا یا شاید تا گرفتن مدال طلا هم بالا رفته بود، برایم جالب بود...

Labels:


نوشته‌ شده توسط Mansour در 7:49 PM | نظر خوانندگان [1]

Sunday, December 03, 2006

شعر این تصنیف سروده ملک اشعراء بهار است و در واقع از میان پنج تصنیفی که بهار روی آهنگهای درویش خان سروده ، مشهورترین آنها را می توان "زمن نگارم خبر ندارد" در دستگاه ماهور دانست که برای اولین بار طی کنسرتی در "گراند هتل" بوسیله "سید حسین طاهرزاده" در سال 1303 خورشیدی خوانده شد و بعد قمر هم آن را اجرا کرد. با تشکر از وبلاگ یک پزشک که این آهنگ را پیدا کردند.
-------------------------
زمن نگارم عزيزم خبر ندارد
به حال زارم عزيزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزيزم خبر ندارد
دل من از من عزيزم خبر ندارد
كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست
كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست
كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد
كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد
امان از اين عشق عزيز من آخ فغان از اين عشق
امان از اين عشق عزيز من آخ فغان از اين عشق
كه غير خونِ جگر ندارد
كه غير خونِ جگر ندارد
همه سياهی ، همه تباهی ، مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر عزيز من ، آخ، منالُ ديگــــــر
كه آه و زاری اثر ندارد ، جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد
زهر هر دو سر بر سرش بكوبد
كسی كه تيغ دو سر ندارد
--------------------------------------
دانلود این تصنیف به وسیله شجریان

Labels: ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 11:20 AM | نظر خوانندگان [0]

Saturday, December 02, 2006

میلاد خجسته امام رضا(ع)
امام رضا (ع)، هشتمين امام از اين پيشوايان پاک و گرامى است. امام رضا (ع) تنها امام از اين عزيزان است كه قبر مطهرش در ايران قرار دارد كه شيعيان براى زيارت آن همواره به آن جا مى روند.
نامهاى امام:
امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى يعنى حدود (1250) سال پيش در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر ايشان امام موسى بن جعفر(ع)، يعنى امام هفتم شيعيان و مادرشان بانويى بزرگوار و خردمند به نام (تكتم) يا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد كه پدربزرگ ايشان، يعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسيد.
نام ايشان (على ) است، ولى بر اساس شيوه اى كه در ميان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. اين گونه اسمها را (كنيه) مى نامند. علاوه بر نام و كنيه، گاه عنوان ديگرى نيز به افراد مى دهند كه آن را (لقب) مى گويند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترين اين القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غريب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معين الضعفاء) است. ناميدن هر فرد به اين نامها، يعنى اسم، كنيه و لقب دليل خاصى دارد. گفته اند كه وى را به اين جهت (رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضى است.
دوران كودكى و جوانى امام در مدينه گذشت. اخلاق نيكو، دانش فراوان، ايمان و عبادت بسيار از ويژگى هايى بود كه امام را مشخص مى ساخت.
---------------
نشد که بشه! خلاصه امسال هم امام رضا قبولم نکرد که برم کنارش و خودم با زبون خودم باهاش حرف بزنم و درد دل کنم، از زمونه براش بگم و خلاصه هر چقدر دعا و آرزو دارم ازش بخوام...نشد...
حالا که حرف از امام رضا و مشهد شد بگذارید چند سخن از امام رضا بنویسم.
*شخصی از امام رضا پرسید حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی.
*نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطف ترین آنها نسبت به اهل خویش است.
- پایه های ایمان چهار چیز است:
1- توکل بر خدا
2- خشنود بودن به حکم و قضای خدا
3- تسلیم فرمان خدا
4- واگذار نمودن کار به خدا
دوستانی که پیش آقا هستند من را هم دعا کنند...خیلی محتاجیم...
ای کاش کبوتر حرمت بودم آقا...

Labels: ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 1:37 PM | نظر خوانندگان [0]

انتخابات
برای دريافت و اصلاح شناسنامه هايتان عجله کنيد!!!!
چند روز پیش خبری در سایت خبری فارس خواندم که خبر خوبی برای کسانی بود که در مورد شناسنامه مشکل داشتند...خب این هم از مزایای انتخابات است..
ستاد انتخابات كشور با صدور اطلاعيه ای ضمن اعلام مهيا بودن شرايط برای برگزاری انتخابات ، از هم وطنانی كه شناسنامه های آنان مفقود گرديده يا دارای نواقص می باشد، خواست در فرصت باقی مانده برای دريافت و اصلاح شناسنامه های خود به ادارات ثبت احوال مراجعه و اقدام نمايند.
به گزارش پايگاه اطلاع رسانی وزارت كشور، در اين اطلاعيه تأكيد شده است كه براساس قانون انتخابات رأی گيری فقط با ارائه اصل شناسنامه رأی دهندگان صورت می گيرد. اطلاعيه ستاد انتخابات كشور می افزايد: سازمان ثبت احوال كشور برای تسريع در صدور شناسنامه ها تمهيدات لازم را پيش بيني كرده است.
منبع: فارس

Labels: , ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 1:29 PM | نظر خوانندگان [0]

افتتاح ساختمان کتابخانه و سلف مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد
بالاخره روز دوشنبه یعنی سوم آذرماه، افتتاح ساختمان کتابخانه و سلف مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد به دست ریاست هیئت امنا دانشگاه آزاد اسلامی جناب آقای هاشمی رفسنجانی و با حظور مسئولین ارشد دانشگاه آزاد آقای دکتر جاسبی، ریاست محترم واحد نجف آباد آقای دکتر امیری و جمعی از مسئولین و مدیران دانشگاه آزاد واحد نجف آباد و مدیران استان و شهرستان نجف آباد افتتاح شد.
بعضی ها گفتند که این کتابخانه فعلا 200 هزار جلد کتاب دارد که بعد از پرس و جویی که کردم، فعلا بیش از 50 هزار جلد کتابب ندارد ولی تا مرز 7جلد کتاب میلیون جا دارد.
افتتاح ساختمان کتابخانه و سلف مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد
سلف مرکزی نیز از روز شنبه با ارائه یک وعده غذای رایگان در اختیار دانشجویان، اساتید محترم و کارمندان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد قرار گرفت.
البته باید گفت که در روز یکشنبه هم با دادن نوشابه مجانی بچه ها را مهمان کردند، در ضمن در سلف جدید از تلویزیون های ال سی دی و بزرگ استفاده شده تا بچه ها هنگام خوردن غذا حوصله شان سر نرود...
به نظر من سلف عوض شد است و مکانش قشنگ تر شده است، ولی متاسفانه کیفیت غذا همان کیفیت افتضاح قبلی است.
برای فنی یکی ها که خیلی فاصله زیاد است و همه باید به سمت فنی دو بیایند ولی به قول دوستان فنی دو رونق یاقت و حالا آنجا را هم جزء دانشگاه حیا
حساب می کنند و به آن می رسند...

Labels: ,


نوشته‌ شده توسط Mansour در 1:29 PM | نظر خوانندگان [0]